تبلیغات
پازل سیتی - دختر قهرمان المپیک ترشی می‌فروشد!
 
پازل سیتی
Pazel City
درباره وبلاگ


I Am Mahdi


انسان ها شکست نمیخورند بلکه تنها تلاش کردن شان را متوقف می سازند.
بدون هر وقت واست مشکلی پیش اومد خدا دلش واست تنگ شده و می خواد که باهاش حرف بزنی...

حقگو باش، قضاوت عادلانه داشته باش، وفای به عهد داشته باش


همه باید نظر خودشان را بدهند /

و هیچ کدام هم برایشان حتی جایز نیست که یک چیزی را بفهمند و نگویند. /

باید وقتی می فهمند، اظهار کنند. /

این موافق هر که باشد ، باشد ، مخالف هرکه هم باشد ، باشد.

مدیر وبلاگ : مهدی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
از اینترنت چه استفاده ای می کنی؟!










شاید بسیاری از هواداران، ورزشكاران را افرادی با توان مالی بالا بدانند. همان‌ها كه میلیاردی پول می‌گیرند و تصاویرشان در فضای مجازی با خودروها و خانه‌های لوكس دست به دست می‌شود.

برای بسیاری از ورزشكاران البته اوضاع به همین شكل است. آن‌ها روزگار سختی را پشت سر گذاشته و حال به مرحله‌ای رسیده‌اند كه از شهرت و استعداد خود استفاده می‌كنند.

كسب درآمد از ورزش حرفه‌ای راه آسانی نیست، بسیاری از ورزشكاران سال‌ها تلاش و هزینه می‌كنند تا از ورزش درآمدی كسب كنند. برخی از آن‌ها موفق می‌شوند و برخی دیگر نمی‌توانند به جایگاه واقعی خود دست پیدا كنند. این موضوع با عوامل مختلفی در ارتباط است. به عنوان مثال گاه ورزشكاران دچار مصدومیت‌های سنگین می‌شوند و گاه مافیا اجازه نمی‌دهد آن‌ها به آنچه استحقاق آن‌ را دارند ،برسند. برخی ورزشكاران نیز با وجود اینكه به جایگاه خوبی در ورزش می‌رسند اما به واسطه عدم پول‌ساز بودن رشته‌ ورزشی‌شان توان كسب درآمد را ندارند.

هاجر تكتاز یكی از همین ورزشكاران است، بانوی قهرمان پاراآسیایی كه روزگاری در المپیك لندن به مقام پنجم دست پیدا كرد اما سختی‌های زندگی به او فشار آورد و تكتاز را به جایی رسانده كه مجبور به ترشی‌فروشی شده است. آنچه در ادامه می‌خوانید روایتی است از یك روز زندگی هاجر تكتاز كه از خانه آغاز می‌شود و در محل تمرین به پایان می‌رسد.
 
دختر قهرمان المپیکی، که ترشی می‌فروشد

هاجر تكتاز، قهرمان پاراآسیایی و دارنده رتبه پنجم المپیك لندن. این‌ها اطلاعاتی است كه ما از شما داریم، خودتان را بیشتر معرفی كنید.
متولد 1355 هستم، بعد از تولد كم‌بینا بودم و بعد از 18 سالگی نابینا شدم. وارد دانشگاه شدم و سال 76 به اصرار یكی از معلم‌های ورزش‌مان وارد محیط‌های ورزشی شدم. من دختر بازیگوشی بودم اما بعد از نابینایی كمتر هیجان داشتم، بنابراین معلم‌مان یك روز ساعت 11شب با خانه تماس گرفتند و با مادرم صحبت كردند كه مرا به محیط‌های ورزشی ببرند. من تمرینات پرتاب وزنه‌ام را آغاز كرده بودم. ما براساس بینایی‌مان كلاس‌بندی می‌شویم، یكی از دختران كه هم‌كلاس من بود بیمار شده و نتوانست به مسابقات برود. بنابراین من به جای او به المپیاد ورزشی نابینایان و معلولان رفتم. در آن مسابقات دو مقام در پرتاب دیسك و وزنه كسب كردم.

از سال 77 تا این لحظه در پرتاب دیسك نابینایان ركورددار هستم. سال 80 در مسابقات قهرمانی كشور، 6 مقام كسب كردم و قهرمان قهرمانان شدم. در سال 82 مسابقات جهانی در كانادا برگزار می‌شد ولی مشكل بیماری سارس همه‌گیر شده بود و با حضور ما موافقت نمی‌شد. در نهایت تصمیم به اعزام گرفته شد و یكی دو روز مانده به مسابقات، از من گذرنامه خواستند. سریع برای گذرنامه اقدام كردم و موفق شدم به مسابقات اعزام شوم. در این رقابت‌ها 13 كشور حضور داشتند و نخستین تجربه بانوان ایرانی بود.

به ما گفته شد جنبه سیاسی حضورتان مهم‌تر است. در نهایت حق من را خوردند و با ادغام كلاس‌بندی‌ها نتوانستم مقام مناسبی كسب كنم. پس از حضور در ایران انگیزه‌ام بیشتر شده بود و تمریناتم را ادامه دادم. سال 84 قرار شد به مسابقات پاراآسیایی كوالالامپور اعزام شویم. در این مسابقات دو مقام نایب قهرمانی آسیایی كسب كردم و پس از آن نیز به تركیه رفتیم و مقام سوم را كسب كردم. این مقام سبب شد تا سهمیه پاراالمپیك را بگیرم. در واقع نخستین بانوی ایرانی بودم كه این سهمیه را كسب می‌كرد. وقتی به تهران رسیدم گفتند ركوردت در مسابقات جهانی مهم نیست و باید ركوردی را در تهران بزنی كه ما قبول داریم.

چرا قبول نكردند؟
نمی‌دانم. سیاست‌های خاص خودشان بود. من 27 تیرماه پایم شكست و یك ماه در گچ بود. به من فشار آوردند كه باید ركورد 7 متر و 11 سانتی‌متر را بزنم. اول شهریورماه پایم را از گچ در آوردم و 14شهریورماه در ركوردگیری شركت كردم. آن روز ركورد 7 متر و 90 سانتیمتر را زدم و حضورم در تیم اعزامی به لندن قطعی شد.

چطور می‌شود بدون چند هفته تمرین ركورد خودتان را نیز ارتقا بدهید؟

نمی‌دانم شاید انگیزه خاصی داشتم و می‌خواستم در مسابقات شركت كنم. البته در تمریناتم ركوردهای 7 و 90 سانتیمتر و حتی 8 متر را نیز داشتم. تمرینات المپیك را آغاز كردم و به مسابقات لندن اعزام شدم اما اجازه حضور مربی‌ام را ندادند.

نگفتند چرا اجازه نمی‌دهیم مربی‌تان با شما بیاید؟

خیر، گفتند انگلیس ویزای او را صادر نكرده بود.

در المپیك نیز رتبه پنجم را كسب كردید.

بله. البته در این مسابقات كلاس‌ها دوباره ادغام شد، به دلیل اینكه ركوردی نبود و امتیاز برای‌شان در اولویت قرار داشت. همان سال یك خانم ایتالیایی كه 6 ماه قبل از مسابقات لندن نابینا شده بود ركورد 17 متر را كسب كرد و قهرمان شد. پس از بازگشت از لندن دعوت‌مان كردند جوایزمان را دریافت كنیم.

چه مقدار جوایز دریافت كردید؟

ما كه سهمیه المپیك نیز كسب كرده بودیم 10میلیون هدیه نقدی دریافت كردیم و شهرداری نیز حمایت كوچكی از ما كرد.

و در ادامه به مسابقات اینچئون اعزام ونایب قهرمان شدید.

بله. چندین سال بود كه دیسك كار نمی‌كردم اما دو هفته تمرین كردم و مدال نقره گرفتم. كلاس‌ها دوباره ادغام شد اما تلاش كردم برای كشورم افتخارآفرینی كنم.

برای این دو مدال چقدر جایزه گرفتید؟

قرار بود برای هر نقره 70 سكه بگیرم اما برای دو مدال نقره 73 سكه و نیم به من جایزه دادند.

براساس گفته‌هایتان دریافتی‌تان كم نبوده، چرا در حال حاضر با مشكل مالی مواجه هستید؟

فكر می‌كنید با 73 سكه چه كار می‌توان كرد؟ وقتی شما روی كوه طلا نیز باشید و مدام از آن استفاده كنید به هر حال تمام می‌شود. تصور كنید من كه درآمدی ندارم قرار است با 73 سكه تمام امورات زندگی‌ام را بگذرانم. من ریالی از خانواده‌ام دریافت نمی‌كنم زیرا پدرم بازنشسته است و نمی‌تواند به من كمك مالی كند. چند روز پیش حساب كردم و گفتم همین پول را می‌توانم خرج كاری كنم كه سبب كسب درآمد شود. اما همه این‌ها خرج خودم می‌شود، در واقع من 6 روز در هفته تمرین می‌كنم. تصور كنید هر هفته كه قرار است با آژانس به محل تمرین بروم (اشاره می‌كند كه مربی‌اش مرد است و او مجبور شده با مادرش به تمرینات برود بنابراین باید با آژانس تردد كند) حدود 90 هزارتومان هزینه رفت و برگشت را پرداخت می‌كنم. در واقع من 8-7 میلیون تومان در یك‌سال بابت آژانس پرداخت می‌كنم. در كنار همه این‌ها هزینه درمان پاهایم را نیز باید پرداخت كنم.
 
دختر قهرمان المپیکی، که ترشی می‌فروشد

فدراسیون در پرداخت این هزینه‌ها به شما كمكی نكرد؟

خیر. هیچ هزینه‌ای پرداخت نشد. نامه زدم و گفتند بعید می‌دانیم این پول را به شما بدهند. تاكنون دریافتی مناسبی از فدراسیون نابینایان نداشته‌ام. فقط در زمان اعزام به مسابقات لندن 200 هزارتومان پول كتانی و 200 هزارتومان هزینه آژانس پرداخت كردند. پس از كسب مقام پنجم نیز حدود 100 پوند به من جایزه دادند. یعنی در تمام این سال‌ها من حدود یك میلیون تومان دریافتی داشتم.

فدراسیون بودجه حمایت از شما را از وزارت ورزش و جوانان دریافت نمی‌كند؟

چه بگویم؟ رییس فدراسیون باید ما را درك و حمایت‌مان كند اما كار كردن برای ما بانوان بسیار دشوار است. تصور كنید در مترو به جای اینكه ما را درك كنند گاهی زیر عصای‌مان می‌زنند.

از سایر هم تیمی‌های‌تان خبری دارید؟ آن‌ها نیز همین مشكلات را دارند؟

حقیقتش را بخواهید من از آن‌ها اطلاعی ندارم اما می‌دانم بسیاری از بچه‌های نابینا به خاطر مشكلات مالی سر تمرین نمی‌آیند. بارها به دلیل اینكه پول آژانس نداشتم حتی نتوانستم به تمرینات بروم.


برای حل مشكلات مالی چه كرده‌اید؟

در حال حاضر با مادرم شور و ترشی درست می‌كنم و به آشنایان می‌فروشم. یك مدت نیز نعناع و شوید خشك می‌كردم و می‌فروختم اما این كار دشوار بود و نتوانستم ادامه بدهم.

چه مدت است به ترشی فروشی روی آورده‌اید؟

حدود چهار سال است این كار را می‌كنم. گاهی به قشم می‌روم و لباس می‌آورم تا به دوستان و آشنایان بفروشم. اما به هر حال این كار نیز مشكلاتی دارد. به عنوان مثال جای ثابتی ندارم كه آن‌ها را بفروشم. در خانه چقدر می‌توان به غریبه‌ها جنس فروخت؟ با این حال چون خودم دوست دارم كه مستقل باشم تمام تلاشم را می‌كنم مشكلات را حل و برای خودم درآمدزایی كنم.

این اتفاقات دلسردتان نمی‌كند؟

بارها دلسرد می‌شوم. در اردیبهشت‌ ركوردگیری دارم برای مسابقات جاكارتا و بعد از آن ورزش را كنار می‌گذارم. اگر نخواهم ورزش كنم افسرده می‌شوم اما مجبورم این كار را كنم و به زندگی‌ام بچسبم. در حال حاضر سن من بالا رفته و نمی‌توانم كار زیادی انجام بدهم.

بعد از اینكه ورزش را كنار گذاشتید تصمیم دارید چه كار كنید؟

اگر این كار را كنم می خواهم یك جایی را اجاره كنم و مزون لباس تاسیس كنم، شاید سوپرماركت بزنم و از آنجا گذران زندگی كنم.

وزارت ورزش در جریان این مشكلات شما هست؟

بدون شك می‌دانند من چه كار می‌كنم. جالب است بدانید یكی از ورزشكاران معلول زعفران‌فروشی می‌كند و من نیز به او كمك می‌كنم كه این كار را انجام بدهد. به ازای هر زعفران هزارتومان سود كسب می‌كنم. این سود را نیز به اصرار او قبول كردم، ما هم‌دردیم و باید به یكدیگر كمك كنیم وگرنه هیچكس به داد ما نمی‌رسد.

از زعفران فروشی چقدر سود می‌كنید؟

تا این لحظه 50 بسته زعفران فروخته‌ام و این ماه 50 هزارتومان سود كرده‌ام.

سایر ورزشكاران نابینا برای كسب درآمد چه می‌كنند؟

همان‌گونه كه گفتم اطلاعاتی از سایرین ندارم. آن‌ها در تهران نیستند و می‌دانم كه هیات‌های شهرستان‌ها به ورزشكاران‌شان كمك زیادی می‌كنند. سالی كه ما از مسابقات مالزی بازگشتیم قرار گذاشتند به افراد عضو بهزیستی ماهیانه 90هزارتومان كمك مالی شود.

دو سال پرداخت شد اما در ادامه این حقوق ناچیز را نیز قطع كردند. همان روزها به ما می‌گفتند به هیچكس نگویید این پول را به شما می‌دهیم. من نیز نامردی نكردم و رفتم به تمام ورزشكاران گفتم. در نهایت این پول را قطع كردند.

هربار كه مادرتان را به تمرین می‌برید نگران نیستید اذیت شود؟

بدون شك این نگرانی را دارم. همواره اصرار می‌كنم برای او آژانس بگیرم اما راضی نمی‌شود. خجالت می‌كشم با وجود بیماری‌اش مجبور است اسیر من باشد. اما چه كار باید بكنم؟
 
دختر قهرمان المپیکی، که ترشی می‌فروشد

دنبال چه هدفی هستید كه پس از آن ورزش را كنار بگذارید؟

ابتدا از همه خیرین تشكر می‌كنم كه به بهزیستی كمك می‌كنند. من خودم پرونده دارم اما مستمری 50 هزارتومانی را نیز نمی‌توانند به من پرداخت كنند. یعنی به من گفتند باید صبر كنی یكی از معلولین دور از جان‌شان بمیرند و مستمری او را به من بدهند.

به همین دلیل نمی‌توانم از بهزیستی كمكی بگیرم. من می‌خواهم از یك نفر خیرخواه خواهش كنم مبلغی در حدود 30 میلیون تومان به من كمك مالی كند تا بتوانم با آن كار كنم.

پس از مدتی این پول را به او باز می‌گردانم و حتی اعلام می‌كنم اگر قرار نیست این پول را پس بگیرند، آن را نمی‌خواهم. من می‌خواهم با این مبلغ جایی را اجاره كنم و با كار كردن و به طور قسطی مبلغ را باز می‌گردانم.

كمی درباره رفت و آمدتان صحبت كنید. وقتی تنها هستید با مترو به محل تمرین می‌روید و این موضوع برای شما مشكلاتی را ایجاد كرده، درست است؟

بله، من از متروی ایستگاه نیروی هوایی تردد می‌كنم.

در این ایستگاه هیچكس به خط ویژه نابینایان توجهی نمی‌كند و وقتی به آن‌ها اعتراض می‌كنم ناراحت می‌شوند و به آن‌ها بر می‌خورد. تردد در مترو برای ما بسیار دشوار است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه